«جلّاد» تهران را کاربران تایید کردند یا تکذیب؟/ جلاد رعب می آفریند یا امنیت؟ / تحلیل گفتمان فوکو از عکس العمل جامعه امروز ایران به جلاد قاجار

«جلّاد» تهران را کاربران تایید کردند یا تکذیب؟/ جلاد رعب می آفریند یا امنیت؟ / تحلیل گفتمان فوکو از عکس العمل جامعه امروز ایران به جلاد قاجار

این بررسی بر اهمیت اخلاق انسانی در فضای دیجیتال تأکید دارد، عرصه‌ای که بیان و نوشتن هر نظر، هرچند کوتاه، می‌تواند هم بازتولیدکننده قدرت باشد و هم نقطه‌ای برای مقاومت در برابر آن. در واقع فضای مجازی، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه، به عرصه‌ای جدید برای نبرد همیشگیِ روایت‌ها بر سر معنای قدرت، اخلاق و تاریخ بدل شده است.

گروه اندیشه: مطلب زیر، که توسط دکتر علی حاتمی نگارش شده، گزارشی از تحلیل گفتمان کامنت‌های کاربران در مورد خاطرات "علی میرغضب" است که با استفاده از چارچوب نظری میشل فوکو انجام شده. به طور خلاصه، این متن نشان می‌دهد که واکنش‌های کاربران در فضای آنلاین، فراتر از نظرات فردی، بیانگر گفتمان‌های عمیق اجتماعی در مورد قدرت، مجازات، و خشونت است. از منظر موضوعی روش تحقیق به کار گرفته شده از سوی نویسنده حائز اهمیت است. حاتمی با تحلیل بیش از ۳۵۰ کامنت در ذیل خاطرات "علی میرغضب" منتشر شده در خبرگزاری خبرآنلاین، از چارچوب نظری میشل فوکو استفاده کرده است. این روش، گفتمان‌ها را نه فقط گفتار، بلکه سیستمی از دانش می‌داند که روابط قدرت و هویت‌ها را می‌سازد.

یافته ها نشان گر آن هستند که تم های گفتمانی اصلی، شامل محکومیت اخلاقی دینی، توجیه امنیتی، عبرت تاریخی، انتقاد از رسانه، و قربانی سازی می شود. در محکومیت اخلاقی دینی، بخش زیادی از کامنت ها با استفاده از ادبیات دینی، میرغضب را نماد شر مطلق می دانند و او را به صورت نمادین مجازات می کنند. این گفتمان، قدرت قضاوت اخلاقی را از حکومت به مردم منتقل می کند. در بخش توجیه امنیتی، گروهی دیگر، اقدامات میرغضب را برای حفظ نظم و امنیت آن دوران ضروری می دانند و حتی در مقایسه به وضعیت امروز، آرزوی وجود چنین مجازات هایی را دارند.

عبرت تاریخی از دیگر تم های مورد استفاده است. این گفتمان تاریخ را به عنوان عصر توحش در نظر می گیرد وکاربران با مقایسه آن با دوران مدرن، خود را در موضع سوژه های آگاه و پیشرفته قرار می دهند. در این میان برخی کاربران نیز با انتقاد از رسانه، انتشار چنین محتوایی را برای سلامت روان جامعه مضر می دانند. تم قربانی‌سازی، حاکی از آن است که تعداد اندکی از کامنت‌ها، میرغضب را نه جلاد، بلکه قربانی سیستم و شرایط می‌دانند که مجبور به انجام دستورات بوده است. در نهایت تحلیل دکتر علی حاتمی نشان می‌دهد که گفتمان‌های مربوط به مجازات و خشونت در جامعه امروز همچنان فعال هستند و در فضای آنلاین بازتولید می‌شوند. رسانه‌ها نقشی کلیدی در فعال کردن این گفتمان‌ها دارند و انتشار محتوای تاریخی می‌تواند به درک بهتر تعارض‌های انسانی میان عدالت و خشونت، و نیاز به امنیت و ارزش‌های اخلاقی کمک کند. این گزارش در زیر از نظرتان می گذرد:

****

فضای دیجیتال عرصه‌ ابراز بی‌واسطه‌ افکار مخاطبان و کنشگران شده است؛ جایی که کامنت‌ها فراتر از بازتاب اندیشه‌های فردی، بستری برای شکل‌گیری گفتمان‌های کلان اجتماعی به شمار می‌روند. انتشار سریالی خاطرات علی میرغضب، جلاد دوران قاجار، توسط سایت خبرآنلاین در شش قسمت (از ۳۱ تیر تا ۵ مرداد ۱۴۰۳) که برگرفته از مجله اطلاعات هفتگی (۱۳۳۶) بود، واکنش‌های گسترده و متنوعی را در میان دنبال‌کنندگانش برانگیخت.

این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب تحلیل گفتمان میشل فوکو، به واکاوی بیش از ۳۵۰ کامنت منتشرشده در ذیل این خاطرات می‌پردازد. فوکو در آثاری چون «نظارت و تنبیه»، گفتمان را نه صرفاً مجموعه‌ای از گفتارها، بلکه سیستمی از دانش می‌داند که هم‌زمان هم روابط قدرت را تولید، توزیع و حفظ می‌کند، هم سوژه‌ها را می‌سازد و هم فضایی برای مقاومت فراهم می‌آورد.

این تحلیل با تمرکز بر جنبه‌های انسانی و اخلاقی، نشان می‌دهد کامنت‌ها چگونه گفتمان‌های تاریخی مجازات را در دنیای امروز بازتولید یا به چالش می‌کشند. از سویی، کنشگران، گذشته را به عنوان عصر توحش محکوم می‌کنند و خود را در جایگاه سوژه‌های اخلاقی مدرن قرار می‌دهند و از سوی دیگر، شماری از مواضع مقاومت‌، تداوم اشکال مختلف قدرت را در جامعه امروز برجسته می‌کنند. این بررسی نه تنها به درک عمیق‌تر از روانشناسی اجتماعی معاصر کمک می‌کند، بلکه نقش بی‌بدیل رسانه‌ها در شکل‌دهی به گفتمان‌های اجتماعی را نیز آشکار می‌سازد.

روش و رهیافت تحلیل

برای این تحلیل، از ذیل شش قسمت انتشار یافته توسط خبرگزاری خبرآنلاین، کامنت‌ها استخراج و سپس بر اساس قرائتی فوکویی، تم‌های گفتمانی شاخصی مانند محکومیت اخلاقی، ضرورت امنیتی، عبرت تاریخی، انتقاد از رسانه و قربانی‌سازی در آن‌ها شناسایی و دسته‌بندی شدند. رویکرد این تحلیل بر پایه مفاهیم کلیدی فوکو مانند قدرت مولد (قدرتی که صرفاً سرکوبگر نیست، بلکه دانش و سوژه‌ها را تولید می‌کند) و تبارشناسی (ریشه‌یابی تاریخیِ روابط قدرت) استوار شده است. این تم‌ها در واقع بازنمای تعارضات انسانیِ ماندگاری هستند: کشمکش بین تمایل به عدالت و ترس از خشونت، و تقابل نیاز به امنیت با ارزش‌های اخلاقی مدرن.

تم‌های اصلی گفتمانی و تحلیل فوکویی

۱. محکومیت اخلاقی-دینی: تولید دانش «شر مطلق»

بسیاری از کامنت‌ها میرغضب را به عنوان نمادی از شر محکوم و از زبان دینی برای تنبیه نمادین استفاده می کنند. برای مثال، عباراتی مانند " خدا همچین انسانی را رحمت نکند، آتش جهنم گوارایش باد،خاک تو سر پدر و مادری با این بزرگ کردن یک انسان که یک جلاد ازش دربیاد" یا "لعنت خداوند متعال بر شیر مادرت میرغضب"، تکرار می‌شود. از منظر فوکویی، این گفتمان در واقع در حال تولید دانش اخلاقی مدرنی است که مرکز ثقل قدرت را از حکومت قاجار (و ابزار تنبیه بدنی آن) به عموم اخلاقی امروز انتقال می‌دهد. مخاطبان با این کار خود را در جایگاه قاضیان الهی قرار می‌دهند که مقاومتی نمادین در برابر گفتمان شاهانه گذشته است. به نظر می‌رسد این رویکرد انسانی نشان‌دهنده تمایل عمیق به عدالت است، حتی اگر در نگاهی دیگر، خود شکلی از اعمال قدرت و حذف نمادین دیگری تلقی شود.

۲. ضرورت اجتماعی و امنیتی: توجیه قدرت مولد

در مقابل، برخی کامنت‌ها میرغضب را صرفاً ابزار لازم برای حفظ نظم دوران خود می‌دانند: "اگر نبودند الان امنیتی هم نبود" یا "ای کاش الانم از این میرغضب‌ها داشتیم شهر پر از راهزن شده" یا " کاش میرغضب بود تا جاسوسان/ وطن فروشان/ اختلاس گران/ را گوش و بینی می‌برید تا درس عبرت می شد ولی حیف". این گفتمان، مجازات را نه نهادِ صرفاً سرکوب‌گر، بلکه تولیدکننده امنیت اجتماعی می‌بیند. فوکو این را قدرت مولد می‌نامد؛ یعنی همان‌جایی که تنبیه بدن‌ها برای انضباط بخشیدن به جامعه به کار می‌رود. از دیدگاه انسانی، این تم بازتاب ترس‌های واقعی و ملموس جامعه از جرم و ناامنی است، اما ناخواسته همزمان تداوم خشونت سیستماتیک را توجیه می‌کند و چالش‌های اخلاقی بنیادین را نادیده می‌گیرد.

۳. تاریخی-عبرتی: ساختن گفتمان پیشرفت

کامنت‌هایی مانند "سرگذشت عجیب و خواندنی دارد میر غضب! دوره قاجار اوج توحش و سراسر نادانی بود" یا "ما چه خوشمون بیاد چه نیاد این خاطرات جزئی از تاریخ و باید خوند و فهمید"؛ گذشته را به عنوان عصر وحشت در تقابل با وضعیت مدرن امروز بازمی‌سازند. این گفتمان، دانش پیشرفت را تولید می‌کند و کاربران را در موضع سوژه‌های آگاه و عبرت‌گیر قرار می‌دهد. فوکو این گذار را حرکت از قدرت حاکمیتی (نمایش خشونت شاهانه) به زیست‌قدرت (کنترل همه‌جانبه جمعیت از طریق دانش) تفسیر می‌کند.جنبه انسانی اینجا در تأکید بر ضرورت یادگیری از تاریخ نهفته است، درسی که می‌تواند جامعه را از تکرار فجایع گذشته مصون دارد.

۴. انتقاد از انتشار: مقاومت عاطفی

کامنت‌هایی مانند "دیگه مطلب قحطیه بی ذوق‌ها عمدا دنبال خراب کردن حال ملت هستین" یا "روحیه ما خراب است بدتر نکنید" و "خیلی حالمون خوبه با این اوضاع، مطلب قحطی بود سر صبح حالمون بد شد". انتشار این محتوا را برای سلامت روانی مضر می‌دانند. این مقاومت عاطفی، بدن کنشگران (روحیه و اعصاب) را به میدان چالش با قدرت رسانه‌ای بدل می‌کند. از منظر فوکو، این خود نشان‌دهنده همان زیست‌قدرت مدرن است، حوزه‌ای که در آن مدیریت عواطف و حالات روانی به اولویتی بدل شده است. انسانی‌سازی این تم، بر نیاز به مسئولیت‌پذیری رسانه‌ها در قبال انتشار محتوای حساس پافشاری دارد.

۵. قربانی‌سازی و مقاومت فردی: چالش در سوژه‌سازی

برخی کامنت‌ها با بیان جملاتی مانند "دست خودش نبوده از بچگی حقوق میدادن و مجبور بوده" یا " این ادم فقط دستورو اجرا میکرده و از بچگی هم اینطوری تربیت شده"، میرغضب را قربانی سیستم می‌دانند. این گفتمان، دانش اجبار سیستماتیک را تولید می‌کند و سوژه‌سازی سنتی (جلاد به عنوان تجسم شر مطلق) را مورد پرسش جدی قرار می‌دهد. فوکو این را بخشی از پروژه تبارشناسی قدرت می‌بیند که سعی در آشکارسازی ریشه‌های تربیتی، خانوادگی و حکومتیِ کنش‌ها دارد. از دیدگاه انسانی، این تم با ترویج همدلی نسبت به افراد تحت فشار ساختارها، زمینه را برای بررسی ریشه‌های اجتماعی جرم فراهم می‌آورد.

نتیجه‌گیری: درس‌هایی برای جامعه امروز

تحلیل حاضر با خوانش فوکویی نظرات دنبال‌کنندگان خاطرات میرغضب در خبرگزاری خبرآنلاین، به وضوح نشان می‌دهد که گفتمان‌های مرتبط با مجازات و قدرت نه تنها منسوخ نشده‌اند، بلکه به اشکال پیچیده‌تری در فضای دیجیتال بازتولید می‌شوند. شاید بتوان تضاد بین محکومیت گذشته و تقاضای امنیت در زمان حاضر را تجلی همان کشمکش همیشگی بین آرمان عدالت و هراس از خشونت در وجود انسان مدرن دانست.

رسانه‌ها با انتشار چنین محتوایی، نقش یک کاتالیزور گفتمانی را ایفا می‌کنند؛ اقدامی که هر چند می‌تواند سازنده باشد، اما بی‌توجهی به ابعاد عاطفی آن می‌تواند پیامدهای ناخواسته به دنبال داشته باشد. در نهایت، این بررسی بر اهمیت اخلاق انسانی در فضای دیجیتال تأکید دارد، عرصه‌ای که بیان و نوشتن هر نظر، هرچند کوتاه، می‌تواند هم بازتولیدکننده قدرت باشد و هم نقطه‌ای برای مقاومت در برابر آن. در واقع فضای مجازی، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه، به عرصه‌ای جدید برای نبرد همیشگیِ روایت‌ها بر سر معنای قدرت، اخلاق و تاریخ بدل شده است.

*علی حاتمی (پژوهشگر مسائل اجتماعی و جمعیتی)

بیشتر بخوانید:
زمانی جلاد معروف ایران بودم/ خانواده ما از هفت پشت جلاد بودند
پدرم مجبور بود مرا طوری تربیت کند که یک جلاد واقعی باشم!
حکومت سالی یک دست لباس قرمز به میرغضب‌ها می‌داد
پدرم خودش را لعن و نفرین می‌کرد که چرا جلاد شده/ میرغضب‌ها چند روز اعتصاب کردند
دلم به حال دزدی که قرار بود دست‌هایش را قطع کنم می‌سوخت!/ قرص کذایی را بی‌اختیار بلعیدم بعد دیدم دیگر از آدم‌کشی نمی‌ترسم!
۱۳ جلاد معروف تهران در یک صف به ترتیب ایستاده بودند/ جلادان گوش‌های بریده‌شده را از زمین جمع کرده در جیب‌های یکایک راهزنان گذاشتند!

۲۱۶۲۱۶

کد خبر 2109432

    خرید ارزان بلیط هواپیما از 900 ایرلاین رزرو ارزان 1.5 میلیون هتل در سراسر دنیا خرید آنلاین بلیط قطار با بهترین قیمت انواع تورهای مسافرتی، برای هر نوع سلیقه اخذ ویزای آنلاین 50 کشور در کوتاه‌ترین زمان صدور فوری انواع بیمه مسافرتی داخلی و خارجی
  • بازداشت خودسرانه "مهدیه اسفندیاری" توسط فرانسه

  • «جلّاد» تهران را کاربران تایید کردند یا تکذیب؟/ جلاد رعب می آفریند یا امنیت؟ / تحلیل گفتمان فوکو از عکس العمل جامعه امروز ایران به جلاد قاجار

  • نفوذ شناختی و دام‌های پنهان / چگونه بدون آن که بخواهیم ذهنمان کنترل می شود؟

  • حرف مردم یا همینی که هست